الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
15
تفسير مجمع البيان (فارسى)
اختلافات ، وقتى است كه در بارهء فهم آيه يا صحت و سقم روايت مىشد . از اين لحاظ ميان مذاهب تسنن و مذاهب شيعه فرقى نيست زيرا همگى تابع يك كتابند و در هيچيك از آيات آن اختلافى ندارند و قرآن را زير بناى تمام احكام ميدانند و همچنين در بارهء حجيت سنت هم با يكديگر اختلافى ندارند ، زيرا قرآن كريم مىگويد : « هر چه پيامبر بشما دستور دهد بگيريد و هر چه شما را نهى كند ، ترك كنيد » ( سوره حشر آيه 7 ) پس همهء مسلمين كوشش داشتند كه دستورات قرآن را به كار بندند . اينكه گروهى از مسلمين را اهل سنت ناميدهاند ، به اين معنى نيست كه شيعه اهل سنت نيست و سنت را كنار گذاشتند ، زيرا اصل دوم احكام از نظر شيعه نيز « سنت » و حديث است . پس هستهء اصلى اختلاف كجاست ؟ چه عاملى اين دو طايفه را از هم جدا كرده و آنها را در اسلام شاگرد دو مكتب كرده است ؟ هستهء اصلى اختلاف اينجاست . مسلمين مىخواهند بدانند سزاوارترين افراد براى رهبرى و زمامدارى دينى و دنيوى مردم كيست ؟ آيا پيامبر خدا جهان را بدرود گفت ، بدون اينكه تكليف مسلمين را روشن كرده باشد ؟ آيا پيامبر خدا مسلمين را در اين مسألهء حياتى بلا تكليف گذاشت ؟ آيا در اينباره نظر قرآن چيست و از پيامبر خدا چه نقل شده است ؟ سنى و شيعه ، حد اكثر اهميت را براى قرآن و حديث و تفسير و موارد تنزيل قائل شدند و ثروت عظيمى از علوم قرآنى و مباحث عقلى براى ما به ارث گذاشتند . سياست زمامداران ، آتش اين اختلاف را دامن مىزد و ميان فرزندان اسلام عداوت و كينه بوجود مىآورد و قلمهايى نيز براى انجام اين نيّت ، استخدام ميكرد . اما اساس اختلاف جنبهء دينى داشت . دليل اين مدعا اين است كه بسيارى از رجال دينى و علما و فقها و متكلمين و مفسرين و خردوران هر دو طايفه ، با اخلاص در برابر اين فكر سر فرود آوردهاند ، هر محققى از اينكه اين اختلاف را مولود سياست يا